محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

61

آثار عجم ( فارسى )

علم و حكمت پرداخته و از معاصرين گوى سبقت ربوده و گويند خدمت داود عليه السلام - را دريافته و از آن كسب معارف نموده ؛ داراى حكمت الهيّه شده كه : و لقد آتينا لقمان الحكمة « 1 » . روزگارى در سناديد بنى اسرائيل به موعظت و نصيحت اشتغال داشته ، از خوف خداى تعالى ، خنده نكردى و با كسى خشم ننمودى ؛ و آن حضرت را چندين فرزند بوده ، مهتر آنها « باران » نام داشته كه او را اندرزها فرموده كه در تاريخ مسطور است و در قرآن مجيد نيز مذكور : يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ « 2 » . نيز مىفرمايد : يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ ، يَأْتِ بِهَا اللَّهُ « 3 » . و نيز فرمايد : لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً « 4 » [ 35 f ] . كلمات حكمت آياتش از حدّ و حصر بيرون است كه اين كتاب را گنجايش آنها نيست ؛ تيّمنا به آيات مذكوره اكتفا رفت . گويند : ظهورش بعد از هبوط آدم - عليه السّلام - به چهار هزار و سيصد و هفتاد و سه سال بوده و مدّت عمرش را 200 سال نوشته‌اند . در زمان يونس - عليه السّلام - وفات يافته ، قبر مطهّرش در ايله « 5 » است كه از اعمال فلسطين « 6 » باشد و لقمان حكيم مذكور غير از لقمان اكبر است كه آن را صاحب النّسور « 7 » نيز گويند . شرح حال لقمان اكبر در تواريخ مسطور است .

--> ( 1 ) . هر آينه به تحقيق كه عطا فرموديم حكمت را به لقمان ؛ چو [ ن ] كه او را خداى تعالى مخيّر ساخت ميان پيغمبرى و حكمت . چون طاقت مشقت پيغمبرى را نداشت ، حكمت را قبول نمود . ( 2 ) . اى پسرك من ! براى خدا شريك قرار مده ؛ بدرستى كه شرك ، ستمى بزرگ است . ( 3 ) . اى پسرك من ! خصلت خوب يا بد اگر باشد ؛ مثلا در كوچكى به مقدار دانهء خردلى ؛ و در اندرون سنگى باشد يا در مكان خفى ، از اعلى و اسفل ؛ مىآورد آن را خداى تعالى در قيامت از جهت حساب . ( 4 ) . اى پسر من ! از مردم رو برمگردان از تعرّض و بر زمين راه مرو به خودكامى و شادى كه خدا فخركننده را دوست نمىدارد . ( 5 ) . به فتح اول است . ( 6 ) . به كسر اول و فتح ثانى ، ملكى است در شام . ( 7 ) . جمع نسر است كه كركس باشد و آن مرغى است معروف ؛ و در لقب لقمان به صاحب النّسور تفصيلى است مفصّل كه در تاريخ مسطور است .